لسان الملك سپهر

596

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

آيات قرآن مجيد را كه در غزوات و جز غزوات فرود شده ، كمتر در محل خود ايراد نموده‌اند و حديث هر حكايت را با اينكه ابتر نگاشته‌اند ، رعايت صدر و عجز و مبتدا و منتها نكرده‌اند ؛ بلكه رنج تلفيق كلمات را بر خود روا نداشته‌اند و نگاشته سابقين را ، خواه درست و خواه ناتندرست ، مانند كاتبى استكتاب كرده‌اند . و من بنده حمل اين مصاعب « 1 » را بر خويشتن نهادم ، و اين مجلد مبارك را در اين زمان اندك به پاى بردم . و پيداست كه اين مقدار تحرير را با نگارش كثير نقد كرده‌ام ، و سه چندان اين مجلد را بر كاغذپاره‌ها نگاشته و بىخطر « 2 » گذاشته‌ام . و با اين همه از معادات « 3 » دشمنان و مبارات « 4 » حاسدان و مناظرهء جاهلان و مخاطرهء بدسگالان « 5 » آسوده نبوده‌ام . و روزها و شبها از مصاحبت اصحاب و مخالطت احباب كناره نجسته‌ام . چندان‌كه اگر بخواهند نشان نتوانند گفت كه : من بنده چه زمان اين خدمت به پاى بردم ؟ و كدام وقت يك تنه اين همه پژوهندگى « 6 » و دقيقه‌جوئى كردم ؟ چه نيم شبان كه ابواب مخالطت بسته و مردمان از پاى نشسته ، تقويم اين حديث را تقديم نمودم . هم‌اكنون همگنان حاضرند و بدين كلمات شاهد و ناظر كه هيچ سخن به كذب نگفتم و اين مفاخرت بر خود به دروغ نبسته‌ام . همانا به فضل خداوند يزدان ، و اقبال شاهنشاه زمان ، اين دولت ابدى و سعادت سرمدى يافتم . الهى تو اين پادشاه عالم عادل و خسرو بادل « 7 » باذل « 8 » را بر آرزوهاى خود سوار كن ، و از دولت سرافراز و زندگانى دراز ، برخوردار ساز . شوكتش را فزاينده فرماى و دولتش را پاينده بدار به حقّ محمّد و آله الاطهار .

--> ( 1 ) . مصاعب : دشواريها ( 2 ) . بىخطر : بىقدر و بىارزش ، مقصود آنكه سه برابر كتاب حاضر نگاشته و بر كنارى نهاده‌ام و از آن همه صرف نظر كرده‌ام . ( 3 ) . معادات : دشمنى و خصومت ( 4 ) . مبارات : حسد بردن ( 5 ) . سگال : به كسر اول انديشه و فكر باشد و سخن و گفتگو را نيز گفته‌اند ، چه بدسگال ، بدگو را گويند ( برهان قاطع ) . ( 6 ) . پژوهندگى : خواستن ، دنبال چيزى رفتن . ( 7 ) . بادل : با جرأت ( 8 ) . باذل : بخشنده